سخنرانی
بخشی از سخنرانی رنزو پیانو
مراسم دریافت جایزه پریتزکر
معمار به معنای واقعی کیست؟ معماری چیست؟ من تا به امروز حدود سی سال از عمرم را در این حرفه صرف کردام و به جرات میگویم که درک مفهوم و معنای معماری را تازه آغاز کردهام.
معماری در اصطلاح لفظی یک خدمت است؛ هنری که در نهایت محصولی را میآفریند و آن محصول به هدف منتهی میشود اما همواره این هنر از نظر اجتماعی پر خطر است زیرا هنری تحمیلی است. شما میتوانید کتابی بد را بیرون بیندازید و یا موسیقی ناهنجار را گوش نکنید اما نمیتوانید از دیدن برجی زشت و بد منظر که در مقابل خانهتان قد برافراشته اجتناب کنید. معماریی که منظری بد ترکیب را به مردم تحمیل میکند، هیچ فرصتی برای استفاده کنندگان نمیآفریند و این مسئولیتی سنگین و جدی برای نسل فعلی و نسلهای آینده است. معماری در حقیقت کهنترین حرفه جهان است و شاید دومین حرفه از نظر قدمت. البته اگر شکار و کشاورزی و کشف دریاها را جزو نخستین و کهنترین حرفهها تلقی نماییم. برخی از فعالیتهای انسان، ریشه فعالیتهای دیگر اوست؛ بلافاصله پس از پیدا کردن غذا، جستجوی سرپناه مطرح شد و در نقطهای تعیین کننده، انسان با سرپناههای طبیعی موجود در طبیعت و محیط ارضاء نمیشد و درست در همین زمان معماری پا به عرصه وجود گذاشت.
معماری سرانجام همه چیز از تاریخ، جغرافیا، انسان شناسی گرفته تا محیط، علم و جامعه را با هم در میآمیزد. در حقیقت معماری، آینهای از تمام آنهاست.
معماری، خود یک جامعه است زیرا بدون مردم، آرزوها، آمال و احساسات آنها، ماهیت وجودی ندارد. گوش فرا دادن به خواستههای مردم برای معمار امری مهم و در عین حال دشوار است زیرا همواره وسوسه تحمیل طرح، طرز فکر یا روش کاری شخصی و بدتر از همه تحمیل سبک شخصی به مردم وجود دارد. اما من معتقدم رویکردی آرام لازم است؛ آرام، اما نه در حدی که قاطعیت شما را محو کند؛ قاطعیتی که برای مطرح کردن ایدههایتان و پذیرفتن ایدههای دیگران ضرورت دارد.
معماری دانش است و معمار برای دانشمند بودن، باید یک کاشف جسور و ماجراجو نیز باشد. او باید هوشمندانه و شجاعانه با واقعیت روبرو شود و بتواند آن را درک کند و تغییر دهد. معمار همیشه باید مرزها را پشت سر بگذارد و در برخی موارد، باید پیشتر رود و فراسوی آنها را هم ببیند.
معماری هنر است. معماری فنها را به کار میگیرد تا حسی را برانگیزد و این کار را با زبان خاص خود که متشکل از فضا، تناسبات، نور و مصالح است، انجام میدهد. برای معمار، ماده همچون نت برای آهنگساز و کلمات برای شاعر است.
در معماری نیز مانند سایر هنرها، لحظات دشواری وجود دارد. خلاقیت به معنای چالشی در تاریکی، بدون هیچ نقطه مبداء و رویارویی با ناشناختههاست. بدون قاطعیت در کار که گاهی بسیار حساس و ظریف میشود، لجام کار را از دست خواهید داد. زمانی که تفکر ماجراجویانه پایان میپذیرد، تفکر آکادمیک آغاز میگردد. معمار برای خلاق بودن، بایستی تمام تضادهای این حرفه مثل اقتدار، آزادی، گذشته و بدعت، طبیعت و تکنولوژی و... را بپذیرد و هیچ گریزی برای رهایی از آنها ندارد.
اگر زندگی پیچیده است، هنر بسیار پیچیدهتر از آن است و معماری متشکل از همه آنهاست یعنی جامعه، دانش و هنر.
منبع: امیلیو پیتسی. رنزو پیانو. ترجمه میرسعید موسوی.